ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
181
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
غزاله ، نزد مبرّد سلافه « 1 » ، به هردو صورت دختر كسرا بود ، نزد جمعى از خاصّه و عامّه شاه زنان بنت كسرا يزدجرد بن شهريار بن پرويز سلاطين ايران باشند ، نزد ديگر شهربانويه . در عمدة الطالب و در ارشاد شيخ مفيد و غير اينها از ابن مغازلى و سير روايت كردند : كه حارث « 2 » بن جابر جعفى را حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از مشرق فرستاده بود ، فإنّ الحارث بعث إلى أمير المؤمنين عليه السّلام ابنتي يزدجرد بن شهريار ، فأخذهما و أعطى أحدهما علي ابنه الحسين ، و هي شاه زنان ، فأولدها زين العابدين عليه السّلام ، و أعطى الاخرى لمحمّد بن أبي بكر ، فأولد منها القاسم ، فكان علي و القاسم ابنا خالة « 3 » . پس حارث دو دختر يزدجرد بن شهريار نزد حضرت امير عليه السّلام فرستاد ، و آن حضرت شاه زنان را به عقد امام حسين عليه السّلام درآورد ، و سيد الساجدين عليه السّلام پيدا شد ، و دختر ديگر را به محمّد ابو بكر داد ، پس قاسم پيدا شد ، و اين هردو باهم پسر خالهاند . و همين در بحار از كلينى نقل كرده « 4 » . اشكال : مشهور است كه به فتح عمر اين دو دختر به دست آمدند ، و عمر يكى را به حسين عليه السّلام ، و ديگر به ابن عمر يا محمّد ابو بكر داد ، پس اينها اگر امام ظالم يا ظلمه بودند ، پس تصرّف شهربانو براى امام حق چگونه جايز باشد ؟ جواب : علماء اين ملّت گفتهاند ، و ما به غير آن مىگوئيم ، كه در شريعت مقرّر است كه اگر به غير اذن امام قتال كند ، و همهء آنچه به غارت آورده كلّ آن مال
--> ( 1 ) عمدة الطالب ص 235 از طبرى و مبرّد . ( 2 ) در عمده : حريث . ( 3 ) عمدة الطالب ص 235 و ارشاد شيخ مفيد 2 : 137 . ( 4 ) اصول كافى 1 : 466 .